محمدرضا سبزعلیپور، رئیس مرکز تجارت جهانی ایران نوشت؛ فرسایش اعتماد به سازمان ملل متحد نه از بابت اصول آن، بلکه بهخاطر ناتوانی در اجرای صادقانه و بیطرفانه همان اصول ناشی میشود. هنگامیکه تجاوز بدون پاسخ و مجازات باقی میماند و یک جانبهگرایی در جهان، جایگزین گفتوگو و چند جانبهگرایی میگردد، منشور ملل معنای خود را از دست میدهد و اعتبار شورای امنیت زیر سوال میرود. در کمال تأسف باید صراحتا اعلام کنم که سازمان ملل متحد هویت، اعتماد و اعتبار خود را از دست داده و از اهداف و شرح وظایفش کاملا دور شده است! این نهاد بینالمللی در هشتادمین سالگردش از مأموریتهای اصلی خود فاصله گرفته و به همهچیز میپردازد اِلا وظایف ذاتی خود.
سازمان ملل در بحرانهای مهم بینالمللی، از خاورمیانه تا اوکراین و در رابطه با تجاوز به ایران، عملا غایب بوده است. از منظر حقوق بینالملل، تجاوز به خاک جمهوری اسلامی ایران و توسل به زور علیه یک دولت مستقل، نقض صریح ماده ۲ بند ۴ منشور سازمان ملل متحد محسوب میشود، اصلی که هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورها را ممنوع اعلام کرده و هیچ توجیه سیاسی یا امنیتی نمیتواند این اقدام را از وصف تجاوز خارج کند. علاوه بر این، ترور مقامات رسمی و هدف قراردادن غیرنظامیان بهویژه زنان و کودکان، نقض آشکار حق ذاتی حیات و همچنین اصول بنیادین حقوق بشر است و عاملان آن میبایست تحت تعقیب کیفری قرار بگیرند.
وقتیکه یک قدرت نظامی، در سکوت مجامع بینالمللی بهویژه در مقابل چشمان سازمان ملل، در میان مذاکرات با نادیده گرفتن تمام پروتکلهای امنیتی و حقوقی، به محل اقامت رهبر کشوری حمله میکند، عملا در حال نقض اصل ۲ منشور ملل متحد و کنوانسیونهای مرتبط با حمایت از اشخاص در زمان درگیری است. کشتن خانواده یک رهبر سیاسی که هیچگونه نقش مستقیمی در عملیاتهای نظامی نداشتند، مصداق بارز ترور و جنایت علیه بشریت است. این اقدام آمریکا و رژیم صهیونیستی نمادی از تلاش آنان برای ایجاد رعب، وحشت و فروپاشی ساختار سیاسی یک کشور از طریق کشتار و خشونت بیحد و حصر است.
دردناکترین و بخش این حوادث، حمله به مدرسه «شجره طیبه» در استان میناب است که آینده یک ملت، یعنی کودکانی که تنها وظیفه آنها یادگیری و تحصیل است، مورد اصابت موشکها قرار گرفتند. ضمن اینکه شواهدی دال بر هدف قراردادن بیمارستانها و مراکز امدادرسانی و هلالاحمر وجود دارد. تحقیقات میدانی نشان میدهد که این مراکز در زمان حمله، صرفا در حال انجام وظایف درمانی و بشردوستانه خود بودهاند. مهمترین جنبه این رخدادها، واکنش مجامع بینالمللی است.
در حالی که سازمانهای حقوق بشری و نهادهای بینالمللی معمولا در قبال نقض حقوق در سایر نقاط جهان واکنشهای سریع و محکوم کنندهای دارند، اما در قبال این مجموعه از جنایات هولناک علیه ایران، شاهد سکوت سنگین بودهایم! این سکوت، موجب شده تا مجامع و نهادها به شریک جرم بینالمللی مبدل شوند. عدم واکنش قاطع شورای امنیت سازمان ملل این پیام را به جهانیان میرساند که حقوق بشر یک ابزار سیاسی است که تنها در راستای منافع ژئوپلیتیک به کار گرفته میشود.
حقوق بینالملل و اقتدار مجامع بینالمللی در این مقطع از زمان، مشروعیت خود را در برابر قدرت نظامی ابرقدرتها از دست داده است. این بیعملی نه تنها مجریان جنایات را جسورتر کرده بلکه این پیام را به دولتها و ملتها میدهد که در مقابل تجاوز نظامی قلدران، حمایت نخواهند شد. ایران اکنون نه تنها قربانی حملات فیزیکی است بلکه قربانی یک شکست اخلاقی بزرگ در ساختار حکمرانی جهانی شده است.